|
تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت
نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن
يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابهجا تموم ميكنه، دومي فقط پاش
ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته
بوده هي داد و هوار ميكرده، تركه ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش
خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين
اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه |
|
|
- تركه ميره تو يخچال درو رو
خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده
ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟ |
|
|
تركه ميره لباسفروشي، ميگه:
ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: قربونت
دو نخ به ما بده |
|
|
تركه ميره بقالي، ميگه: حاجآقا
سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بيزحمت يك
بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك
بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميكشم |
|
|
تركه ميره بقالي، ميگه: آقا
نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم
ميدين؟ |
|
|
عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان
واستاده بوده و داشته بچهها رو تماشا ميكرده، يک بابايي ازش
ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي |
|
|
يك بابايي حواسپرتي داشته، ميره
كلاس "مِديتيشن" .يك روز رفيقش ازش ميپرسه: رضا ديروز عصركجا
بودي؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ايول بابا... كلاس چي؟ - ...
... اي بابا... يادم رفته اسمشو... چي بود ... يك جور اسم گل
بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقايق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ايول...
نرگس جون، قربونت يك دقيقه از آشپزخونه بيا، بگو اسم اين كلاسي
كه من ميرم چيه؟ |
|
|
از همشهريه ميپرسن از چه تريپ
لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لبِ جو |
|
|
به يه همشهريه گفتند تو لهجه
داري؟ گفت : نه والا مي خواهي بيا بگرد!!! |