جوک ها - Jokes

روزي ملا به زنش گفت زن امروز يك آشي بپز مهمان داريم هنوز حرف ملا به پايان ترسيده بود كسي در زد زن ملا در را باز كرد و پسر همسايه كاسه بدست بود . گفت مادرم اين كاسه را داده و گفت اگر آش پختيد يك كاسه هم به ما بدهيد. ملا شگفتش گرفت گفت نميدانستم آش نپخته هم بو دارد.
يك ترك و يك تهراني و يك اصفهاني قرار گذاشتند به پيك نيك بروند. - ترك گفت من نان و كتلت ميارم - تهراني گفت من هم نوشابه ميارم - اصفهاني گفت شما ها كه همه چيزو گفتيد پس من هم داداشمو ميارم
يه همشهريه رفته بود ته چاه نشسته بود ازش دليل را پرسيدند گفت: ميخواستم عميق فكر كنم !
از يك همشهريه پرسيدند چرا توي جوي آب نشسته اي? گفت مي خواهم در جريان باشم!
دو بانوي مسن از شوهرهايشان صحبت مي كردند. اولي گفت: من از اين كه شوهرم ناخن هايش را ميجود خيلي ناراختم . دومي گفت:شوهر منهم اين عادت را داشت ولي من تركش دادم . اولي گفت:چطوري ? دومي گفت:خيلي ساده دندانهايش را مدتي قايم كردم.
شخصي كه سه زن داشت .رفت و زن چهارمي گرفت كه سياه پوست بود . دوستان پرسيدند اين چه كاري بود ? گفت براي ايام عزاداري.
يه روز يه تركه ميگن نميخواي ادم بشي؟تركه ميگه من ازاين قرتيبازيها خوشم نمياد.
به تركه ميگن چقدر خري مي گه تازه بابامو نديدي
تركه با بچه هاش گرگ با زي مي كنه جو مي گيردش اونارو ميخوره
اولي: اگه گفتي شباهت ترك پارك چيه
دومي:نمودنم!تو بگو
اولي:هر دوتاشون تاب دارند

<Back ...  3 4 5 6 ... Next>

جوک ها - Jokes

 

 

Home

E-mail : mcpdvc@Gmail.Com

 

 

Copyright © 2005-2006 Morteza Template by : MHB11 or MHB-11

 
M
o
r
t
e
z
a