|
يه همشهريه داشته پسرشو در باب
ازدواج نصيحت مي كرده ! مي گفته: پسرم خواستي زن بگيري برو از
فاميل زن بگير ! بين دايت رفته زنداي تو گرفته , عموت رفته زن
عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فاميل
زن بگير |
|
|
سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك
روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب
زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته !
رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه.
پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف
ماهيتابه چسبيدم |
|
|
دخترهاي بلوند به عدم تيزهوشي
معروفند!؟ روزي دو بلوند در خياياني قدم ميزدند و چشمشان افتاد
به يك جعبه پودر كه گوشه اي افتاده بود. اولي آنرا برداشت و
بازكرد و در آينه كوچك آن نگاهي كرد و گفت ام ... اين قيافه
آشناست ! دومي آنرا گرفت و نگاه كرد . گفت عجب احمقي هستي تو
... اين منم ديگه ...!! |
|
|
كارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه
سازي كار مي كرده. شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه
پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد. كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد
و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه كم كم آرامتر
شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر
نيست. دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم
! و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم ! |
|
|
مرد نابينايي در خيابان يك رنده
پيدا كرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست كشيد. بلاخره
گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن! |
|
|
يك هواپيما تو تبريز سقوط مي كنه
تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميكنن , روز دوم 600 نفر رو
پيدا ميكنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميكنن . خبر به تهران
مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن كه
هواپيما تو قبرستان سقوط كرده بوده. |
|
|
تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي
كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به
جاش فحش ميده |
|
|
تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر
دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه
ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم |
|
|
تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر
به دادم برس، الان دو هفتهاست هر شب تا صبح كابوس ميبينم!
دكتره ميپرسه: چه كابوسي ميبيني؟ تركه ميبينه: هر شب خواب
ميبينم قورباغهها جامجهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم
داور! دكتره ميگه: اي بابا، اين كه خيلي ناجوره. بيا برات يك
دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. تركه ميپرسه: آقاي دكتر،
ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دكتره ميگه: شدنش كه
ميشه، ولي واسه چي؟ تركه ميگه: ايلده فرداشب فيناله |